مرغ ماهیخوار

 
ته سیگار
نویسنده : مرغ ماهیخوار - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩۱
 


شهری که کلاغ ندارد قار ندارد
خون تازه از جمجمه ی من جاری است
مثل مرگ که از تو آویزان
شهری که کلاغ ندارد مرده است
شهری که کلاغ دارد مرده است
اصلن تو شهر را مرده ای
نبض مچم می چرخد
می رسد به جایی که از کجا معلوم است
و من تازه می فهمم
در حجم مسیر بوده ام
نه در طول
می خندم و آخرین سیگارم را از ته روشن می کنم
تا روشن شود همه چیز تاریک است
دوباره کلاغ سر راهم سیاه می شود
انگشتم را در سرم فرو می کنم
تا شعرم باکره نماند
غسل میت می گیرم
وقتی با خودم حرف می زنم