مرغ ماهیخوار

 
کالبد شکافی یک رباعی
نویسنده : مرغ ماهیخوار - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠
 

 


جزغاله شدم از آتش غم روزی        مستفعلُ فاعلاتُ مفعولن فع

گفتند تو یخمکی در آتش سوزی      مستفعلُ فاعلاتُ مفعولن فع

یخمک؟! چه بگویم بنزینی، نامرد!      مستفعلُ مفعولن مفعولن فع

ای عشق! همیشه قوزبالاقوزی       مستفعلُ فاعلاتُ مفعولن فع

 

**********************

قوافی:

  "روزی" "آتش سوزی" "قوزبالاقوزی"

روزی= مشتق: اسم + ی = ی نکره ساز

تکیه (استرس)= روی "ر" :    'روزی

آتش سوزی= مشتق - مرکب: اسم + بن مضارع + وند = ی مصدرساز

تکیه (استرس)= روی "س" :     آتش سو'زی

قوزبالاقوزی= مرکب*: اسم + اسم + اسم  + ی  = ی مخاطب (هستی)

*اگر قوزبالاقوز را یک اسم واحد تلقی کنیم مرکب نخواهد بود

تکیه = روی "ق" دوم:  قوزبالا'قوزی

بررسی گزاره‌ها:

مصراع اول: (یک جمله) : [من] روزی (یک روز) از آتش غم جزغاله شدم

من: نهاد / روزی: قید / از آتش غم: متمم / جزغاله شدم : فعل

مصراع دوم: (دوجمله) : [کسانی نامعلوم] گفتند تو در آتش سوزی یخمک [هستی]

گفتند :فعل (ضمیر آنها حذف شده)

تو: نهاد / در آتش سوزی: متمم قیدی / یخمک مسند / ی: فعل اسنادی هستی (جایگزین ی)

مصراع سوم: (4جمله) :  [آیا تو] یخمک [هستی]؟ [من] چه بگویم، بنزین [هستی]، نامرد!

یخمک؟ : جمله پرسشی/ چه بگویم : جمله التزامی و پرسشی/ بنزین هستی : جمله اسنادی / نامرد!: جمله های استثناء بدون فعل، منادا

مصراع آخر: (دوجمله): ای عشق! [تو] قوزبالاقوز [هستی]

ای عشق! : منادا / قوزبالاقوز هستی: اسنادی

سراینده هنگام سرایش سروده قطعن به این که جملات و گزاره‌ها از چه نوع باشند و تکیه بر روی کدام واج باشد و ... توجه نمی‌کند و شناخت چگونگی برخورد با واژگان و کاربد جملات جز به تمرین و ممارست دست یافتنی نیست. سرایند یک سال مطالعه و تمرین می‌کند یک لحظه می‌سراید. اما آنچه که باعث می‌شود رباعی از آسیب‌هایی که در پست پیش به آن اشاره‌ی اجمالی شد رهایی یابد شاید نکاتی باشد که نگارنده به آن خواهد پرداخت:

همانگونه که در بالا مشاهده فرمودید، "ی" که واج پایانی قافیه‌ی این رباعی است با سه کاربرد متفاوت استفاده شده است، نکره، اسم، مخاطب (جایگزین فعل هستی) . که هریک نیز باعث شده تا جای تکیه در هر قافیه متغیر باشد و این باعث آهنگ بیانی متفاوتی در قافیه شده است. همانگونه که در پست پیشین ذکر شد به نظر نگارنده تعدد قوافی به تناسب کوتاهی رباعی باعث سنگینی بار وزن کناری بر دوش رباعی است که شاید اینگونه برخورد با قافیه شدت آن را بکاهد.

تغیّر تعداد جملات در هر مصراع نیز باعث خروج از روند ساده و خسته کننده جملات یکسان می‌گردد. که در مصراع سوم چهارگونه جمله‌ی متفاوت به کار رفته است. که این‌ها به موسیقی غیر عروضی کمک می‌کنند که شاید از یک خط مستقیم به یک نوسان سینوسی مبدل گردد.

 

به کار بردن چند گونه جمله‌ی خبری، التزامی و پرسشی و همچنین مناداها که هریک آهنگی متفاوت دارند یاری رسان موسیقی اثر است. همچنین به کارگیری افعال با زمان‌های متعدد همچون مضارع ساده، ماضی نقلی، مضارع استمراری، ماضی بعید و ... که نیز به سینوسی شدن ضربان شعر و رهایی از مرگ خطی آن کمک می‌رسانند.

در پست دیگری (نه الزامن پست بعدی) به مقوله‌ی بازی با قافیه و ردیف خواهم پرداخت که خود جای حرف بسیار دارد. زیاده گویی مرا به بزرگواریتان ببخشایید.