مرغ ماهیخوار

 
بودن و نبودن
نویسنده : مرغ ماهیخوار - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٥
 

تو فرض کن رفته‌ای

قیچی فرض کند عکس‌های دونفره را

خدا هرچه می‌خواهد فرض کند

من این‌جا از یقینن آویزانم

روی این مبل دونفره

ویسکی می‌خورد نبودنت

ویسکی می‌خورد

ویسکی

بالا می‌آورد روی فرش دونفره

روی من دونفره

عکس‌ها را

فرض کن‌ها را

هرچه می‌خواهد خداها را

لگد می‌زنم به در دست‌رس نبودنت

آقای نبودن!

اجازه هست کمی بخوابم؟

قول می‌دهم خدا هم فرض کند

هی!

با دکمه‌های پیراهنم چه کار داری؟

دوم شخص اول من!

تنهایی

اجتماع بودن و نبودن توست

وقتی بودنت نباشد

و نبودنت باشد

هی توی صورتم سیگار می‌کشد

می‌بوسم لب‌های نبودنت را

آب از دهان آینه چکه می‌کند

کبود می‌شود لبهایش

دوباره وحشی شده‌است

لگد می‌زند به لگدهایم

پرت می‌کند را به سمت دیوار مرا

یا دیوار شاید را به سمت من

روی فرش اگر خون که فریاد لای چه‌قدر تیغ مبل دونفره را از ویسکی قیچی شده خداهم دوم شخص دراز می‌کشد روی فرش دونفره

این اتاق

در را قفل کرده‌ام

پنجره را

اگر بخواهی

از دیوار هم می‌آیی.