ته سیگار


شهری که کلاغ ندارد قار ندارد
خون تازه از جمجمه ی من جاری است
مثل مرگ که از تو آویزان
شهری که کلاغ ندارد مرده است
شهری که کلاغ دارد مرده است
اصلن تو شهر را مرده ای
نبض مچم می چرخد
می رسد به جایی که از کجا معلوم است
و من تازه می فهمم
در حجم مسیر بوده ام
نه در طول
می خندم و آخرین سیگارم را از ته روشن می کنم
تا روشن شود همه چیز تاریک است
دوباره کلاغ سر راهم سیاه می شود
انگشتم را در سرم فرو می کنم
تا شعرم باکره نماند
غسل میت می گیرم
وقتی با خودم حرف می زنم

/ 10 نظر / 20 بازدید
niu

[خنثی]

نيلوفر نيك سير

سلام بر مرغ ماهي خوار/ خيلي خوشحالم كه هراز گاهي تشريف مياوريد ونقد ميكنيد با حوصله مندي كارهايم را. ممنون شما هستم.

عباس جنتی

غسل میت می گیرم وقتی با خودم حرف می زنم زیباست ، خوشحالم که پس از مدتی به روز شد این وب [گل]

محمد جانبازان

اصلا تو شهر مرا مرده ای

نيلوفر نيك سير

سلام دوست گرامي. ممنونم ازينكه دعوتم كرديد. زنده وسلامت باشيد.

fereshte

[ماچ][ماچ]alyyye esteedad dari dar haDe Tim meLi

فاطیما

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

یک عاشق

پراکنه بود هر بند انگار برای خودش است محتوای گنگ و مخاطب را با افعال به خو پاس دادن و دوباره جدا کردن اشتلباه است