از نگاه مرغ ماهیخوار

سلام

خواستم اختصاصن این وبلاگ رو  واسه شعر بذارم اما ما ایرونیا عادت داریم با همه چی "آش شله قلمکار وار"! برخورد کنیم. پس در خلال شعر ممکنه با هرپست عجیب غریبی روبرو بشید. یکی دیگه از خصایص نیک ما ایرونیا متخصص بودن در تمام اموره، پس اگه با نظرات کارشناسی روبرو شدید زیاد آمپرتون نچسبه!

----------

ما سه نفر بودیم
دست هامان بی سایه
سایه هامان بر دیوار

.

.

.

ما یک نفر بودیم

بعد هم اندکی باران آمد.

(سید علی صالحی)


---------


از سبک خراسانی چشمت باید

پرهیز کنم که بوی خون می آید

در هندی اندام تو می میرم و باز

دستان عراقیت مرا می زاید

(مرغ ماهیخوار)


برای دیدن چند رباعی نگارنده وبلاگ کلیک کنید

/ 8 نظر / 7 بازدید
×یگانه×

سلام. وقتت بخیر. خوشحالم بگو چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چون، اولین کسی هستم که دارم نظر میدم البته نظرم تخصصی نیست و از سرودت خوشم اومد به امید بهترین ها برای تو پیروز باشی[لبخند]

رضا کرمی

درود بر مرغ ماهی خوار ....حظ بردم از رباعی ها...باور می کنی نشناختمت هنوز

ملوسک

خیلی قشنگن...خسته نباشی...منم 5مین نفری هستم که نظر دادم...ته کلاس!

اسحق فتحي

درود بر مرغ ماهيخوار عزيز براي من رباعي از دوستداشتني قالبهاي شعر پارسي است سروده هايت را خواندم تصوير سازي و تركيبات زيبايي در كارهايت ديدم افرين بر شما اما بگمانم از آنچه در شعر به آن اختيارات شاعري گفته ميشود( و مثلا" شاعر ميتواند گاهي مصوت هاي كوتاه را بلند در نظر بگيرد ) زياد استفاده كرده اي اه هر تقدير برايتان آرزوي موفقيت در اين زمينه را دارم برقرار باشيد و...بدرود

سلام داداشي وبلاگت خيلي عالي تبريك ميگم اميدوارم سربلند وپيروز باشيد ارزومند ارزوهاي شما سونا[گل][گل][خداحافظ]

م.ن

سلام منتظر نظراتت سازندت اللهم عجل لولیک الفرج یا حق